
امیرعلی عزیزمامسال دقیقا چهارمین سالیه که اینطوری میگذره. و من بی قرارم. کاش میدونستی فکرت چه خوف و رجایی ایجاد میکنه. کاش میدونستی چهار ساله منتظرم صداتو بشنوم. صدایی غیر این که میشه تمومش کنی؟ میشد یا نمیشد، مسئله نبود. چون تو راهی جلوم نذاشتی.امیرعلی عزیزم. این روزا عین دیوونه ها به هرکی میرسم از تو میگم. از روزایی که گذشت. بچه بودم. بچه هستم. چه منطقی هستش تو دوست داشتن ادمی که حتی براش مهم نیست مردی یا زنده؟مینویسم که یادم بره. شاید بخونی. شاید بدونی. تو راحت میتونستی پیدام کنی. اما نخواستی...
ادامه مطلب